سرزمین من

سرزمین من

اندر حكايت جك

"يه روز دو تا گوجه داشتن از خيابون رد مي شدن، ماشين مي زنه به يكيشون له ميشه. اون يكي به اين يكي ميگه: رب جون پاشو بريم."؛ "يه روز يه يارو مي ره ساندويچي، فروشنده مي گه: بپيچم؟، يارو مي گه: نه مستقيم برو." و....

خب اصلاً هم خنده دار نبود. تازه به نظرم خيلي هم لوس و بي مزه بودند. ولي با همين جك ها، مارينا و ايليا غش غش مي خندند. جمعه شب ها كه مي آيند، بازي هاي دو نفره شان كه تمام مي شود، سه تايي دراز مي كشيم و براي هم جك و چيستان و چه و چه تعريف مي كنيم. مخلص كلام اينكه كفگير جك هاي بي مزه اي كه حفظ بودم به ته ديگ خورده و افتاده ام به سرچ گوگل. فعلا كه از گوگل عزيز راضي ام. بدك نيست، ولي هر كي كتاب خوبي هم در اين مورد بشناسد معرفي كند، كمك بزرگي كرده. براي مريض منظور مي خواهم :)

حالا كه حرف جك شد، يك چيزي هم بگويم در مورد اين جك هاي جنسيتي؛ خب اين جك هاي جنسيتي، يك سري كه عادت هاي غلط دخترها يا پسرها را مسخره مي كند، به نظرم خيلي هم خوب است. مثل اين جك ها كه در مورد ابرو برداشتن يا طرز شلوار پوشيدن پسرها مي سازند، يا آنها كه در مورد كليپس و چكمه دخترهاست، ولي انصافاً  آن جك هايي كه دخترها را خنگ و ابله نشان مي دهد يا در تب و تاب شوهر و در رنج بي شوهري، خوب نيست اصلاً. خودمان حداقل منتشر نكنيم. يا اگر كسي منتشر كرد يا در گروه وايبري و تلگرامي و... گذاشت، نرم تذكر بدهيم. خيلي زشت است به خدا آدم ببيند يكي از همجنس هايش (حتي بعضي از اين به ظاهر فرهيخته ها و حتي تر اين فعالين حقوق زنان)، جنس خودشان را آن هم به ناحق تحقير مي كند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۳ساعت 2:31  توسط ادمین  |